![]() |
![]() |
|
| تنها تر از همیشه |
|
درست سر بزنگاه
وقتی که فقط یک تلنگر لازم داری تا زیر همه چیز بزنی زندگی آسش را رو می کند. در مي ماني اولش گریه میکنی ، بعد مي خندي آخر سر هم تسليم مي شوي تسليم زندگي .
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه دوم شهریور 1388ساعت 2:3 توسط تهمینه |
|
|
چندان هم سخت نیست نبودنت
چون در بهترین لحظاتمان هم منتظرش بودم .
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه دوم شهریور 1388ساعت 2:1 توسط تهمینه |
|
|
کسی تموم زندگیته که توی زندگیت نیست ...
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه دوم شهریور 1388ساعت 2:0 توسط تهمینه |
|
|
گاهي دير است براي داشتن بعضي آدمها
لذت بودنشان را نمي فهمي بس كه حسرت مي خوري به خاطر اين همه سال نداشتنشان .
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه دوم شهریور 1388ساعت 1:58 توسط تهمینه |
|
|
هنوز یک جایی هست آن ته وجودت
که گاهی یادش می افتی حسی ست که نمی دانی اسمش را چه بگذاری دلتنگی نیست،نه تنها ردپايي درقلبت جا مانده كه غصه دارت مي كند،اما آرامي نمي دانم!؟ گاهي حسي داري كه نمي داني اسمش را چه بگذاري .
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه دوم شهریور 1388ساعت 1:55 توسط تهمینه |
|
|
وقتهایی هست که حس میکنی دنیایت به آخر رسیده
ايستاده اصلا تكان نمي خورد. فكر ميكني دوست داري كجا باشي،هيچ جا! كي راببيني،هيچ كس! قلبت خاليست از تمام خواستن ها حس خوبی نیست ،هيچ . |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه دوم شهریور 1388ساعت 1:52 توسط تهمینه |
|
|
مطرب عشق عجب ساز و نوايي دارد
نقش هر نغمه که زد راه به جايي دارد عالم از ناله عشاق مبادا خالي که خوش آهنگ و فرح بخش هوايي دارد پير دردي کش ما گر چه ندارد زر و زور خوش عطابخش و خطاپوش خدايي دارد محترم دار دلم کاين مگس قندپرست تا هواخواه تو شد فر همايي دارد از عدالت نبود دور گرش پرسد حال پادشاهي که به همسايه گدايي دارد اشک خونين بنمودم به طبيبان گفتند درد عشق است و جگرسوز دوايي دارد ستم از غمزه مياموز که در مذهب عشق هر عمل اجري و هر کرده جزايي دارد نغز گفت آن بت ترسابچه باده پرست شادي روي کسي خور که صفايي دارد خسروا حافظ درگاه نشين فاتحه خواند و از زبان تو تمناي دعايي دارد |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1388ساعت 18:32 توسط تهمینه |
|
|
مطرب عشق عجب ساز و نوايي دارد
نقش هر نغمه که زد راه به جايي دارد عالم از ناله عشاق مبادا خالي که خوش آهنگ و فرح بخش هوايي دارد پير دردي کش ما گر چه ندارد زر و زور خوش عطابخش و خطاپوش خدايي دارد محترم دار دلم کاين مگس قندپرست تا هواخواه تو شد فر همايي دارد از عدالت نبود دور گرش پرسد حال پادشاهي که به همسايه گدايي دارد اشک خونين بنمودم به طبيبان گفتند درد عشق است و جگرسوز دوايي دارد ستم از غمزه مياموز که در مذهب عشق هر عمل اجري و هر کرده جزايي دارد نغز گفت آن بت ترسابچه باده پرست شادي روي کسي خور که صفايي دارد خسروا حافظ درگاه نشين فاتحه خواند و از زبان تو تمناي دعايي دارد |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1388ساعت 18:32 توسط تهمینه |
|
|
عمريست تا به راه غمت رو نهادهايم
روي و رياي خلق به يک سو نهادهايم طاق و رواق مدرسه و قال و قيل علم در راه جام و ساقي مه رو نهادهايم هم جان بدان دو نرگس جادو سپردهايم هم دل بدان دو سنبل هندو نهادهايم عمري گذشت تا به اميد اشارتي چشمي بدان دو گوشه ابرو نهادهايم ما ملک عافيت نه به لشکر گرفتهايم ما تخت سلطنت نه به بازو نهادهايم تا سحر چشم يار چه بازي کند که باز بنياد بر کرشمه جادو نهادهايم بي زلف سرکشش سر سودايي از ملال همچون بنفشه بر سر زانو نهادهايم در گوشه اميد چو نظارگان ماه چشم طلب بر آن خم ابرو نهادهايم گفتي که حافظا دل سرگشتهات کجاست در حلقههاي آن خم گيسو نهادهايم
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1388ساعت 18:18 توسط تهمینه |
|
|
اگر تنها ترين تنهايان شوم باز هم خدايي هست او جانشين تمام نداشتن هاي من است
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه هجدهم شهریور 1387ساعت 11:20 توسط تهمینه |
|
|
تو را دیدم
در پس لحظه ها در گذر از ثانیه ها در عبور از کوچه ها با لبخندی زیبا و باز منتظر خواهم ماند تا فردا تا همیشه تا نگاهی دیگر |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه بیستم تیر 1387ساعت 12:36 توسط تهمینه |
|
|
چرا اسمت رو بگم؟
وقتی اسمت منو از زندگی سیرم میکنه چرا یادت بکنم؟ وقتی یادت منو پا بند واسیرم میکنه وقتی قلبت واسه من سنگ صبور نیست چرا من دردمو برات بگم؟ وقتی عشقت واسه من آروم جون نیست چرا من شعرامو واست بگم؟ وقتی اینقدر دلامون از هم دیگه دور شده چرا اخمت نکنم؟ اگه قلبمو مثله شیشه میشکنی چرا اسمت رو بگم؟ اگه عهدی که با من بستی شکستی چرا یادت بکنم؟ اگه ترکم کردی رفتی زبرم این رو یادت نره که یکی بودکه یه روز خونه داشتی تو چشاش وقتی که نگات میکرد غم میرقصید تو نگاش تو گرفتی دلشو ولی افسوس که ش ک س ت ی د ل ش و |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه دوم اسفند 1386ساعت 16:57 توسط تهمینه |
|
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه بیست و پنجم آذر 1386ساعت 16:36 توسط تهمینه |
|
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه بیست و پنجم آذر 1386ساعت 15:52 توسط تهمینه |
|
|
مرد ها مثل كامپيوتر ميمونن
كاربري شون سخته ولي هرگز حافظه قوي ندارند |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه هشتم آبان 1386ساعت 21:17 توسط تهمینه |
|
|
بارون رو دوست دارم
چون تو رو يادم مياره حس ميكنم پيش مني وقتي كه بارون مي زنه |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه هشتم آبان 1386ساعت 21:16 توسط تهمینه |
|
|
بی تو بودن کار من نیست تا دلت نرفته برگرد
ما که راهمون یکی بود چرا جاده ما رو گم کرد |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه هشتم آبان 1386ساعت 21:5 توسط تهمینه |
|
|
رزندگی چیست؟
ـ یک نامه سر به مهر بسته است آن را بگشایید ـ یک سفر است به آن قدم بگذارید. ـ درد ناک است تحملش کنید ـ زیباست چشمان خود را به روی آن بگشایید ـ طنز است برآن بخندید ـ حیرت انگیز است از آن لذت ببرید ـ شمع است آن را روشن کنید. ـ ارزشمند است آن را بیهوده تلف نکنید ـ هدیه است آن را باز کنید ـ عشق است آن را ارزانی بدارید ـ بی انتهاست به دنبال آن بروید ـ انواری نورانی است در آن بدرخشید. |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه هشتم آبان 1386ساعت 21:3 توسط تهمینه |
|
|
توی یه دیوارسنگی
دو تا پنجره اسیرن دوتا تنها دو تا خسته دیواراز سنگ سیاهه سنگ سخت وسرد وخارا زده مهر بی وفایی به تنای خسته ما کاشکی این دیوار خراب شه من وتو با هم بمیریم توی یه دنیای دیگه دست های هم رو بگیریم شاید اونجا توی دل ها،درد بی زاری نباشه میون پنجره هاشون دیگه دیواری نباشه
منتظر نظر های قشنگتون هستم لطفا نظر یادتون نره... |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه هشتم آبان 1386ساعت 20:57 توسط تهمینه |
|
|
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه بیست و سوم مهر 1386ساعت 16:20 توسط تهمینه |
|
|
دلم میگه میتونم اگه بخوام بمونم
چتری باشم برای گریه این آسمون امشب تو این خیابون نگاه کن به آسمون تووقطره بارون ببین چشای گریون یه دل پر هیاهو صدای کمی لرزان ازت می خوات بمونی می دونم که میتونی... منتظرنظر های قشنگتون هستم... فعلا بای |
|
+ نوشته شده در
جمعه بیستم مهر 1386ساعت 5:50 توسط تهمینه |
|
|
|
|
+ نوشته شده در
جمعه بیستم مهر 1386ساعت 5:14 توسط تهمینه |
|
|
همه گل های دنیا رو به پات بریزم بازم کمه آخه خیلی پاهات بو میده.
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه دهم مهر 1386ساعت 15:23 توسط تهمینه |
|
|
تهی بود ونسیمی سیاهی بود وستاره ای
هستی بود وزمزمه ای لب بود و نیایشی من بود وتویی نماز ومهرابی دیگران راهم غم هست به دل غم من لیک غمی غمناک است...
کوزه شکست من آبم...
|
|
+ نوشته شده در
جمعه ششم مهر 1386ساعت 15:35 توسط تهمینه |
|
|
سلام به همگی امید وارم حالتتتتتون خوب باشه....
راسته که می گن هر شروعی یه پایان هر آومدنی یه رفتن هر دوست داشتنی دل شکستن هر سلامی یه خداحافظی همه این ها با یه خوبی شروع میشه و با یه تلخی تموم میشه... هر کسی را پایانیست:تلخ یا شیرین.حضرت علی(ع)
|
|
+ نوشته شده در
جمعه سی ام شهریور 1386ساعت 20:4 توسط تهمینه |
|
|
چقدر سخته كه گل آرزوهاتو توي يه باغ ديگه اي ببيني هزار بار زير لبت آهسته بگي گل من باغچه نو مبارك...
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه بیست و هشتم شهریور 1386ساعت 2:33 توسط تهمینه |
|
|
یه روز میای سراغم که خیلی وقته رفتم
هزار هزار بهونه از اون نگات گرفتم این روز ها رو یادت باشه یه وقت نگی نگفتی اون روزا دور نیست که به یاد من بازم میافتی |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه بیست و هفتم شهریور 1386ساعت 22:24 توسط تهمینه |
|
|
نه نمیخوام ببیمت نه دیگه حرفشم نزن
حرفی نمونده بین ما از این به بعد نه تو نه من نه نمیخوام ببینمت نه برو از پیشم برو دیگه ازت بدم میاد دیگه نمی خوامت تورو منو واسه وقتی می خوای که خلوته دور وبرت خبرآوردن میدونم خیلی شلوغ شده سرت میرسه اون روزی که باز میای میافتی به پام ولی دیگه با دیگرون فرقی نمیکنی برام |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه بیست و هفتم شهریور 1386ساعت 21:48 توسط تهمینه |
|
|
اگه جک یامطلب جالبی دارید حتما برای من ارسال کنید:Tahminehamed@yahoo.com
با شماتبادل لينگ هم ميكنم |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه بیست و ششم شهریور 1386ساعت 8:54 توسط تهمینه |
|
|
عشق مثل ساعت شني ميمونه همزمان كه قلبت رو پر ميكنه عقلت رو خالي ميكنه!!!
افكار ماشخصيت ماست طرز تفكر ماعامل مجهوليست كه سرنوشت مارا تعيين ميكند اگر تموم شب رو براي نبودن خورشيد اشك بريزي لذت ديدن ستاره ها رو هم از دست ميدي.!!! نظر هاتون روحتما بنويسيد بای |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه بیست و ششم شهریور 1386ساعت 5:6 توسط تهمینه |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
سلام به وبلاك من خوش اومديد...
ساعات خوب وخوشي داشته باشين... اميدوارم از اين وبلاك خوشتتون بياد...من17سال دارم ونویسنده این وبلاک هستم ... نظر هاتون رو حتما بنويسيد درضمن تبادل لينگ هم ميكنم... باز هم به اين وبلاك سر بزنيد ممنونم مدير وبلاك |
| پیوندهای روزانه |
|
یه وبلاک ورزشی آرشیو پیوندهای روزانه |
| نوشته های پیشین |
|
شهریور 1388 اردیبهشت 1388 شهریور 1387 تیر 1387 اسفند 1386 آذر 1386 آبان 1386 مهر 1386 شهریور 1386 |
| آرشیو موضوعی |
|
welcome خنده شعر |
| پیوندها |
|
ورزش پرسپوليسيا اس ام اس جوك عاشقانه وعكس دختران قشمي اس ام اس وجك عاشقانه شرح پريشاني(ريحانه) عشقولانه(عاطفه) |
|
RSS
|